ما هم ریشهای داریم، بس عمیق و پر نفوذ ناصر امین نژاد به گزافه نیست اگر گفته شود كه جنبش كارگری در ایران یكی از ریشهدارترین حركتها و جنبشهای اصیل و انقلابی این كشور است و تاثیر ماندگار و غیر قابل تردیدی را بر رشد و تكامل فكری و اندیشهای، همچنین در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این سرزمین گذاشته است. جنبشی كه در كشاكش مبارزات نفسگیر و بی وقفه تاریخی خود، فرازها و فرودهای بسیاری را در سختترین شرایط ممكن از سر گذرانده است.
اگر
بلندای دستاوردهای تاكنونی این جنبش كمتر از زحمات و تلاش طاقت فرسای چندین نسل
پاكباز و مبارزش، به قدمت بیش از هشت دهه نیست، این نه از سر آسودهخاطری و
خمودگی، بلكه از دشواری راه طی شده حكایت دارد. به شرایط و احوالی بر میگردد
كه در آن پا به عرصه وجود نهاد. این جنبش میبایست مبارزات و زورآزمائیهای مداوم
خود، برای نیل به آزادی و عدالت اجتماعی را در زیر سایه مستبدترین و ارتجاعیترین
دیكتاتوریهای شرق طی كند. این راه از همان هنگامهای آغاز شد كه آفتاب دولت قاجار
بر لب بام بود و در دیكتاتوریهای شریر آن پدر و پسر طی شد و تا امروز و درافتادنش
با هیولای جم برای درك دشواری این راه سنگلاخی و صعبالعبور كافی است بیاد بیاوریم وضعیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نه دهه قبل از امروز را. آنروزهائی كه داغ و درفش استبداد شاهی، همراه با كتل و بارگاه ارتجاع عنكبوتی مذهبی همه زوایا و در و پیكر جامعه را درهم تنیده بود، در آن وانفسائی كه درندهخوئی شاهی همراه با ارتجاع و دنائت شیخی، جامعه را در جولان تاخت و تاز خود گرفته بودند. آری، در آن روزها و در میانه آن وضعیت ذهنی و عینی بسیار سخت و دشوار است كه گردان رزمندهای از انسانهای مصمم و پیگیر نهال این درخت تنومند امروزی را با رنج شبانهروزی همراه با امید به پیروزی و گشودن راه بسوی دنیائی بهتر كاشتند. درختی كه علیرغم گردبادهای سهمگین و ناملایمات فراوان روز به روز استوار و مصمم ریشه در اعماق جامعه فرو برده است. این كاروان میبایست با دشواریهای سخت و جانكاه دست و پنجه نرم كند، با دریائی از عقب ماندگیهای عینی و ذهنی جامعه آنروزگاران در بیفتد تا در شبستان خرافه و تاریك اندیشی حاكم، راهی بسوی دیار روشنائی بیابند. اینجا قصد آن نیست كه فهرست جامعی از این مبارزات و دشواریها را بربشماریم. قصد آن نیست لای تلاشهای مقدماتی برای كنگره تاسیس حزب كمونیست ایران در ارومیه را و كار و كوشس پیشكسوتان آنانرا ورق بزنیم و به آن حال و هوائی سیر و سفر كنیم كه اولین تداركات برگزاری راهپمائیهای ماه مای قریب هشت دهه قبل از امروز انجام میشده است. این شمهایست كوچك به یاد مبارزات آن دلاور زنان و مردان آزادهای كه با اراده پولادین نهال این درخت تنومند امروزی را نشاندند، تا "نگین صبح روشن فردا " را برای نسلهای آینده به ارمغان آورده باشند. مقصود آنست كه در این روزهای تاریخی همبستگی كارگری یادی از آن سرداران بخون خفته جنبش كارگری، آن انسانهای پاكباز و گمنامی بنمائیم كه تمام توش و توان و بضاعت خود را، تمام سرمایه و زندگی خود را، جان خود را در راه رهائی این طبقه ستمدیده و استثمار شده و پایمال گشته بر طبق اخلاص و فدا نهادند، آنهائی كه برای خود هیچ نخواستند، اما دنیای بهتری را برای جامعه تمنا میكردند. این درخت واقعی است، تناور است و ریشهاش به بند ناف جامعه بسته است. سرگذشتی دارد بقدمت تاریخ خود. باید تاریخ این درخت پر ریشه را آنگونه كه هست ورق بزنیم و در بستر و زمانه تاریخی خود به تماشایش بنشینیم. حتی میتوان و تصادفا بسیار هم بایسته است كه به ارزیابی منصفانه، واقعی و صادقانه ناكامیها و پیروزیهایش هم بنشینیم. از تجاربش، از افتادن و برخاستنهایش بیاموزیم تا مسیر آینده را هموارتر كرده باشیم. اینجا صحبت از تاریخی است كه تجربه و ارثیههای بسیار گرانبهائی را در سینه خود دارد و بقیمت فدا شدن بهترین فرزندان وارسطه رنج و كار در راه سعادت این اكثریت دربند جمع شده است. آری این درخت را ریشهای دارد پربار و اصل و نسبی زمینی و واقعی كه همه گاه آگاهانه از سوی دستگاههای حاكمه حاشا شده است. همه گاه با دستاویزهای مزورانهای همچون اجنبییان و دستنشاندگان آنور مرز، چماق سركوب وحشیانه و زبان زور و خشونت را در حق آنان بكار بردهاند، تا امیدها را بسوی عدالت و آزادی بخشكانند و خود همچون بختكی سیاه بر گرده مردم لم بزنند و زندگی طفیلیوارشان را بدون دغدغه، پی بگیرند. و اما شگفتا از آن اندیشه كج كه از زاویه چپ بر شاخه نشسته است و بن میبرد و چوب حراج به ریشه خود میزند. آن اندیشهای كه از روزنه تفرعن و عصبیت روشنفكرانه میخواهد "چپ" را و اندیشه رهائی از استثمار را موجود عجیب الخلقه فیالبداهه و بی اصل و نسبی ترسیم كند، و سعی دارد آغاز و ریشه آنرا به شروع محفل خود برگرداند. حاشا كه درس تاریخ را با پالایش كردن خوداختیاری و البته مینیاتوری ماتریالهای سازنده آن كاری نیست. كاشته شدن بذر دمكراتیسم انقلابی، سوسیالیسم و كمونیسم در این سرزمینی كه كمر به ساختن دوباره آب بستهایم، قدمت نود سالهای دارد كه نمیتوان با جوریدن و وصلهدوزی، كاریكاتوری از آن را بخورد تاریخ داد. امروز در روزهای آغازین ماه «مای» هستیم، روزهای پر جنب و جوش و شورانگیز همبستگی جهانی كارگری. بایسته است در این روز پاس بداریم یاد و خاطره آن دلاورانی را كه بیش از هشتاد سال پیش از این روزها، خشت اول این روز سترگ و تاریخی و سرنوشت ساز را و این سنت انقلابی را در این سرزمین پی نهادند. همچنین بایسته است ارج بنهیم بر همه آن تلاشها و تقلاهائی، كه در زیر شمشیر خونچكان و درندهخوئیهای جمهوری اسلامی با پایداری و صلابت آرمان جامعهای عاری از ستم و بیدادگری و فارغ از ستم انسان بر انسان را پیش میبرند و در راه آزادی و عدالت اجتماعی و برای رسیدن به "آستان جانان"، از سر میگذرند. آلمان ٦.٠٥.٢٠٠٧
|