نه گورگاه، که کارگاه آدمى است زمين، .... بر اين زمين عبث مرو!  بيافرين، بيافرين!

  از مرگ ...

هرگز از مرگ نهراسیده‌ام
اگر چه دستانش، از ابتذال، شکننده‌تر بود
هراس من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن
از آزادی آدمی
افزون تر باشد
 

 

گزیده‌ای ازآثار زنده‌ یاد

احمـد شاملو

جستن،
یافتن،
و آنگاه
به اختیار برگزیدن،
و از خویشتن خویش
باروئی پی افکندن...
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش تر باشد
حاشا، حاشا، که هرگز از مرگ هراسیده باشم

کاشفان فروتن شوکران

حافظ، راز عجیبی است!

انسان دشواری وظیفه‌ است  تصویر و صدای

سخنرانی شاملو در دانشگاه‌ برکلی

سالشمار احمد شاملو         تهیه‌ و تنظیم : آیدا

 

اشعار لنگستون هیوز

گزارش اهل قلم و دو نامه

 

احمد شاملو از زندگى خود مى‌گويد

هوای تازه‌

 

مرگ نازلی

افق روشن