|
از مرگ ...
هرگز از مرگ نهراسیدهام
اگر چه دستانش، از ابتذال، شکنندهتر
بود
هراس من ــ باری
ــ همه از مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن
از آزادی آدمی
افزون تر باشد |
گزیدهای
ازآثار
زنده یاد
احمـد شاملو
 |
جستن،
یافتن،
و آنگاه
به اختیار برگزیدن،
و از خویشتن خویش
باروئی پی افکندن...
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش تر باشد
حاشا، حاشا،
که هرگز از مرگ هراسیده باشم |